• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
کلمات کلیدی مطالب
  • بریزبین (٤)
  • آزادی (۳)
  • زندگی (۳)
  • پرسش و پاسخ (٢)
  • بنی صدر ابوالحسن (٢)
  • هجرت (٢)
  • موسیقی (٢)
  • کار در بریزبین (٢)
  • مصطفی (۱)
  • sunshine coast (۱)
  • آیت الله منتظری (۱)
  • رودخانه بریزبین (۱)
  • خرید لوازم اداری در بریزبین (۱)
  • pip cornall (۱)
  • رضا هدی صابر (۱)
  • محمد نوری زاد (۱)
  • تن (۱)
  • استرالیا (۱)
  • اهریمن (۱)
  • اجاره خونه در استرالیا (۱)
  • نوروز (۱)
  • ماشین در بریزبین (۱)
  • australian slang (۱)
  • حقِ بزرگتر (۱)
  • مرگ (۱)
  • جبرییل (۱)
  • خروج (۱)
  • نوریزاد (۱)
  • سپورچیان (۱)
  • optus (۱)
  • شعر (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • گلشیفته فراهانی (۱)
  • نامه (۱)
  • ناصر حجازی (۱)
  • سیگار در بریزبین (۱)
  • ناهنجاری در بریزبین (۱)
  • university of queensland (۱)
  • موزه بریزبین (۱)
  • انتخابات (۱)
  • عطا الله مهاجرانی (۱)
  • محمود احمدی نژاد (۱)
  • میرحسین (۱)
  • brisbane river (۱)
  • qeensland university of technology (۱)
  • قانون در بریزبین (۱)
  • هژبر جهان مردی (۱)
  • romma street parkland (۱)
  • سکوت (۱)
  • دین (۱)
  • ایران (۱)
  • united for iran (۱)
  • ریکی استرالیا (۱)
  • نیایش (۱)
  • ریتم (۱)
  • آیت الله العظمی منتظری (۱)
  • مدیکر (۱)
  • نتورک مارکتینگ (۱)
  • هاله سحابی (۱)
  • سان شاین کوست (۱)
  • medicare (۱)
  • کلاه برداری در بریزبین (۱)
  • استقلال (۱)
  • توبه (۱)
  • انرژی درمانی (۱)
  • freight (۱)
  • عزت سحابی (۱)
  • عشق (۱)
  • آگاهی (۱)
  • سوره نسا (۱)
  • یار دبستانی (۱)
  • multicultural festival (۱)
  • justice of the pease (۱)
  • ماه اول بریزبین (۱)
  • حصر (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • تیر ٩٠
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • فروردین ۸٧
  • مهر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
دوستان من
  • قرآن
  • یاری نیوز
  • علی کاظمی
  • ابراهیم نبوی
  • دکتر مهاجرانی
  • آسمان استرالیا
  • در قلمرو سکوت
  • نوای دکتر شریعتی
  • کانون ایرانیان کویینزلند
  • گفتگوهای تنهایی
  • آیت الله منتظری
  • دکتر شريعتی
  • دکتر خاتمی
  • دکتر سروش
  • دکتر کديور
  • مهر بابا
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



RYTHM
Raise Yourself To Help Mankind
راز و نیاز
نویسنده: ایمان - جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱
پروردگارا...

 

جاری کن مرا و جاری شو مرا

آنچه
 گفتنی است زبانم را 
 شنیدنی است گوشهایم را
 دیدنی است چشمهایم را
 رفتنی است پاهایم را 
 نوشتنی است دستانم را
 اندیشیدنی است باورم را
 رها کردنی است افکارم را
 گذشتنی است دردهایم را
 خواستنی است و شدنی است وجودم را

و محرومم کن 
 آنچه که نه
در این سال و همه سال
 ای آنکه همه جاری در همه
 و یاری بر همه


نوروز امروز
ایمان 
بهار ایران، پاییز استرالیا
نظرات ()



پرسش و پاسخ از آیت الله منتظری
نویسنده: ایمان - یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠

درست چهار سال پیش در چنین روزهایی دغدغه هایم را با پیر حکمت در میان گذاردم... 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و دعای خیر حضور مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری

لطفا با پاسخ به این سوالها به من کمک کنید تا بهتر در راه حق تعالی حرکت نمایم:

1- راه ها و سلسله مراتب دستیابی به علم الکتاب چیست؟

2- شرکت در نماز جمعه ای که از دیدگاه عقل و استدلال امام آن شایسته نیست چه حکمی دارد؟ برای رعایت نمودن حکم سوره جمعه آیه 9 چه باید کرد؟

3- شرکت در انتخاباتی که فرد در آن به یقین برسد که به عوض رییس جمهوری رسمی نخست وزیر انتخاب میکند چه حکمی دارد؟

4- با توجه به سوره 5 ایه 90 در خصوص ازلام آیا میتوان برداشت نمود که اساسا قرعه کشی که مبتنی بر تغییر ساختار زندگی افراد است و البته بدون هیچ گونه تلاشی ثروتی به دست افراد میرسد عملی رجس و پلید است؟ در اینصورت حکم قرعه کشی هایی که تبلیغات تلویزیون را اشغال نموده چیست؟


ادامه مطلب ...
نظرات ()



پرسش و پاسخ از دکتر ابوالحسن بنی صدر...
نویسنده: ایمان - جمعه ٢۱ بهمن ۱۳٩٠

 

 

جناب بنی صدر پس از درود و سلام، لازم می دانم از تلاش و پایداری شما در انتقال باورها و اصول به نسل من سپاسگزاری کنم، شاید بدون این پایداری، بسیاری از رخدادها و حقایق گذشته بر ما پوشیده می ماند و دستگاههای تبلیغاتی آنچه را که لازم می دانستند به جای حق و حقیقت در تاریخ ثبت می کردند و نسل من نیز همان را سینه به سینه نقل می کردیم... پرسش هایی است که لازم می دانم در این برهه از زمان و در چارچوبی مشخص از شخص شما و اندیشه های شما طرح کنم تا چراغی باشد برای من و نسل من تا امروز و فردا روشن تر و استوار تر گام برداریم: این پرسش ها را با فرض بر اینکه امروز نظام جمهوری اسلامی از میان برداشته شده و شما امروز رئیس جمهور این سرزمین هستید پاسخ دهید:

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



خروج...
نویسنده: ایمان - پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠

روزی که حسین بن علی از حریم خداوند پرده درید و خروج کرد تمام مسلمانان (؟) به دعوت از خلیفه علیه او به نبرد حق علیه باطل پرداختند؛ که او خارجی است و خارجی نیز مهدور الدم است، دستگاه تبلیغات به زیبایی او را علیه سنت خداوند و پیامبر معرفی کرد... 

باور حسین مگر نه این بود که اگر یزید باشد گردیدن به گرد کعبه با گشتن بدور بت یکسان است... مگر کعبه و حج حریم خداوند نبود!!!

حال چگونه است که انسانی که همگان او را به شرافت و شرم و حیا می شناختند، با باور پرده دری از شرم و حیا خروج کند تا به من و ما بنشاند نشانی بت بزرگ را اینگونه به تیر زهر گونه زخمه می زنیم که گاه حقیقت بزرگتر با پرده دری روشن تر می نماید... 

شاید تلنگری لازم بود بر من و ما تا هر یک به شکلی خروج کنیم...

در صحرای کربلا بودن ارزش نیست، در صف حق بزرگتر بودن ارزش است... و حق تعیین سرنوشت بالاتر است...

ایمان

نظرات ()



نوری‌زاد حر زمانه یا تراوا یی دیگر...
نویسنده: ایمان - پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠

 

 

بازیِ سیاست هیچ گاه انسان را در آسایش نمیگذارد، آتش شک بر سایهِ رفتار‌ها و پندار‌ها موج میزند، تا آن زمان که آزمایشی‌ فرا رسد، یقین طلوع کند و تاریخ سر باز کند!

نوری‌زاد را به کیهان میشناسیم و به نامه های چند ماهه اش، و امروز طلایه دارِ نگارشِ نامه به رهبری جائر! بی‌ اهانت و اساعهِ ادب... 

حال اگر نوریزاد حر زمان باشد دیگر چرا شرط برای نگارش تعیین می‌کند، آیا باور نداشت که حسینیان به ادب و اخلاق آراسته اند؟ مگر حر برای ضربت‌های حسینیان بر میدانِ نبرد شروط تعیین میکرد... یا مگر دیگر به یزیدیان و ابنِ زیاد‌ها دلبستگی‌ای داشت!

چه تضمین که سر بر ندارد که برای احترام به رهبری و نظام در انتخابات شرکت کنیم! چه تضمین که خود دیگر بار به صفِ یزیدیان نپیوندد، و هزاران سوالِ دیگر...

باور من است که نوریزاد به ابتلا نیاز دارد و آن اظهارِ نظر صریح و بی‌ پرده دربارهٔ انتخابات است... آیا او نیز به زیرکی و به حفظ نظام در انتخابات شرکت می‌کند یا به پیروی از اسیرانِ در بندِ حکم جائر از این نمایشِ سیاست سر باز میزند... این ابتلای نوریزاد است... 

بودنِ در صحرای کربلا هدف نیست، در صف حقِ بزرگتر بودن و ماندن فضیلت است...

زمستان است

ایمان

 

 

 

نظرات ()



به راستی میر حسین محصور چیست...
نویسنده: ایمان - سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠

 

بسم الله القهار

به راستی میر حسین محصور چیست؟

نشانه ی استبداد و ظلم از کجاست؟ آیا خودکامگان از ابتدا اینگونه اند یا با نیت ستم از دیوار جور بالا می روند یا پس از ترقی بر این باور می رسند که راهی جز دیکته ی ظلم و تاریکی بر جامعه ی جاهل و ترسو ندارند؟

جامعه ای که به جای فراهم ساختن دیدار روشنایی و از ترس عدل، تاریکی و جهل را پیشه ی خود ساخته...

در این جامعه، شب شکنان در حصرند...

و در این جامعه چه نیازی است به نور و چه نیازی است به حرارت ایمان و روشنایی حتی شعله ای...

شکستن حق را پیشه ی خود ساخته ایم و نور را در درون خویش خاموش ساخته ایم و فریاد و فغان از جهل و تاریکی سر می دهیم...

وای بر من و ما که از ترس شکستن آسودگی، حلقه های زنجیر بر دربهای زندگان و حصر بزرگان را سنگین تر جوش می دهیم.

وای بر من و ما که از ترس هر روز غوطه ی آسودگی می خوریم و از غرور و خشم، روزانه ی خویش را سیراب می کنیم.

وای بر من و ما.

خداوندا از من و ما بگذر که روزانه ی خود را جفا و جور سیراب کرده، بگذر ز ما که خشم و ترس بر ما سر سجده فرود آورده که ما خدایان ظلم و جهل شده ایم.

راهی نمانده جز آهی

ایمان

امروز دیگری

 

نظرات ()



پاسخی به دعوتی
نویسنده: ایمان - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠

 

نامه ی امیر المومنین علی ع به مالک های سرزمین اسلام‏

 


جناب نوریزاد؛
درود و سلام
 
شاید بهترین کسی که لایق نامه نگاری به خداوندگار زمین و زمان، خدای خدایان، سرور آزادگان جهان، امیر المومنین حضرت الله علی حسینی خامنه ای باشه همون علی پسر ابی طالب خودمون باشه
...اگه ایشون نامه خوان باشن این رو می خونن اگر هم نه که فاتحه مع الصلوات
خلاصه اینکه:
ای مالک...

بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را هم به جنگ خوانی و در کبریا و عزمت، خود را همانند او دانی که خدا هر سرکشی را خوار میسازد و هر خود بینی را بی مقدار و آن کس را که از رعیت خویش دوست می داری، که اگر داد آنان را ندهی ستمکاری، و آن که بر بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن کسی را که خدا دشمن گیرد دلیلی از وی نپذیرد و او  با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد و توبه کند، و هیچ چیز چون ستم کردن، نعمت دادن خدا را دگرگون نمی کند، و کیفر او را نزدیک می آورد، که خدا شنوای دعای ستم دیدگان است و در کمین ستمکاران.

و باید از کارها آن را بیشتر دوست بدارید که نه از حق بگذرد، و نه فرو ماند، و عدالت را فراگیرتر بود و رعیت را دلپذیرتر ، که ناخشنودی همگان خشنودی نزدیکان را بی اثر گرداند، و خشم نزدیکان خشنودی همگان را زیانی نرساند، و هنگام فراخی زندگانی، سنگینی بار نزدیکان بر والی بر همه افراد رعیت بیشتر است، و در روز گرفتاری یاری آنان از همه کمتر، و انصاف را از همه ناخوشتر دارند، و چون درخواست کنند فزونتر از دیگران ستهند و به هنگام عطا سپاس از همه کمتر گزارند. و چون به آنان ندهند دیر تر از همه عذر پذیرند و در سختی روزگار شکیبایی را از همه کمتر پیشه گیرند، و همانا آنان که دین را پشتیبانند، و موجب انبوهی  مسلمانان، و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردمانند. پس باید گرایش تو به آنان بود و میلت به سوی ایشان. و از رایت آن را از خود دورتر داری و با او دشمن باش که عیب مردم را بیشتر جوید که همه مردم را عیب هاست و والی از هر کس سزاوار تر به پوشیدن عیبهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشکار گردانی و باید آن را که برایت پیداست بپوشانی، و داوری در آنچه از تو نهان است با خدای جهان است پس چندان که توانی زشتی را بپوشان تا آن را که دوست داری بر رعیت پوشیده بماند، خدا بر تو بپوشاند. گره هر کینه را که از مردم داری بگشای و رشته هر دشمنی را پاره نمای . خود را از آنچه برایت آشکار نیستن نا آگاه گیر و شتابان گفته سخن چین را مپذیر، که سخن چین نزد نرد خیانت سازد هرچند خود را همانند خیر خواهان سازد. و بخیل را در رای زنی خود در میاور که تو را از نیکو کاری باز گرداند، و از درویشی می ترساند.

ونه ترسو را تا در کارها سستت نماید، و نه آزمند را تا حرص ستم را برآید، که بخل و ترس و آز سرشت هایی جدا جدا است که فراهم آورنده آن بد گمانی خداست بدترین وزیران تو کسی است که پیش از تو وزیر بد کاران بوده و آن که در گناهان آنان شرکت نموده . پس مبادا چنین کسان محرم تو باشند که آنان یاوران گناه کارانند. و ستمکاران را کمککار و تو جانشنی بهتر از  ایشان خواهی یافت که در رای و گذاردن کار چون آنان بود و گناه کاران و کردارد بد آنان را بر عهده ندارد. و آنان که ستمکاری را در ستم یار نبوده و گناه کاری را در گناهش مددکار  بار اینان بر تو سبکتر است و یاری ایشان بهتر و مهربانی شان بیشتر و دوستی ایشان با جزء تو کمترپس اینان را خاص خلوت خود گیر و در مجلس هایت بپذیر و آن کس را بر دیگرا بپذیر که سخن تلخ حق را به تو بیشتر گوید، و در آنچه کنی یا گویی و خدا آن را ناپسند دارد. کمتر یاری ات کند. و به پارسایان و راستگویان بپیوند، و آنان را چنان بپرور که نکرده ای خاطرات راشاد ننماید ، که ستودن فراوان خود پسندی آرد، و به سرکشی وادارد.

و مبادا نکوکار و بد کردار در دیده ات برابر آیند که آن رغبت نکو کار را در نیکی کم کند و بد کردارد را به بدی وادارد و در باره هر یک ااز آنان، آن را عهده دار باش که او بر عهده خود گرفت و بدان که هیچ چیز گمان والی را به رعیت نیک نیارد چون نیکی که در حق آنان کند و بار شان را سبک دارد و ناخوش نشمردن از ایشان آنچه را که حقی در آن ندارد بر آنان .

پس رفتار تو باید، که خوش گمانی رعیت برایت فراهم آید، که این رنج دراز را از تو می زداید.و به خوش گمانی تو آن کس سزاوارتر که از تو نیکی رسیده و بدگمانی ات بدان بیشتر باید که از تو بدی دیده.

و آیین پسندیده ایی را بر هم مریز که بزرگان این امت  بدان رفتار نموده اند، و مردم بدان وسیلت به هم پیوسته اند، و رعیت با یکدیگر سازش کرده اند، و آیینی را منه که چیزی از سنتها نیک گذشته را زیان رساند تا پاداشی از آن نهنده سنت باشد و گناه شکستن آن بر تو ماند تا با دانشمند فراوان گفتگو کن و با حکیمان  فراوان سخن در میانه در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد و نظمی را که پیش از تو بر آن بوده اند برقرار.

آری ای مالک...

شاد باشین و پایدار
امروزی از روزها
ایمان فلاح 

نظرات ()



بنی صدر از چه می گوید...
نویسنده: ایمان - سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠

 

بنی صدر را نمی‌‌شناختم... بنی صدر را هنوز هم نمی‌شناسم، مردی که نامِ او با بی‌ کفایتی و خیانت همواره بر گوش و پوست و استخوانمان حک شده بود! نامی‌ که نسلِ من و پس از من هنوز در ذهنِ ناخوداگاهِ خود تکفیرش می‌کند. اما به راستی‌ او کیست؟ جاسوسی فریب‌خورده‌! یا مردی به قامتِ حق... رئیس جمهوری بی‌ کفایت یا قربانی کودتایی سازمان یافته!  

جایی خواندم که حق گاهی کوتاه میشود اما ریشه اش به قامتِ تاریخ خواهد ماند...

چرا او از همه جانب مورد سانسور است! چرا هنوز حرفهایی برای گفتن دارد! چرا هنگام حرف زدن استوار و سربلند گفتگو می‌کند! مگر او چه کرده که چنین موردِ غضب است. مگر او چه می گوید! اگر کسی‌ بی‌ کفایت باشد چگونه می تواند سر بلند کند و اینگونه فریاد بزند و مردمِ خویش را به نهضت و جنبش فرا بخواند. اگر کسی‌ خیانت کار باشد چگونه میتواند در آلودگیهای سیاست و جاه و مقام اینگونه آزادمرد بماند و قامت خم نکند.

به شهادتِ تاریخ هیچگاه حق نابود نخواهد شد و کسی‌ که بر حق ایستاده باشد جاودان خواهد ماند. حال پرسش اینجاست:مگر او چه می گوید جز استقلال و آزادی؟ تکرار کنیم استقلال و آزادی... شاید راست میگوید... آنگاه که فریاد می زدیم کجاست رایِ من شاید باید فریادی بزرگتر سر می دادیم که او سر می داد: کجاست حقِ من؟

استقلال و آزادی...

ایمان فلاح

پائیز ۱۳۹۰

نظرات ()



پاسداشت بزرگان رهایی...
نویسنده: ایمان - دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

کلمه ی مرگ بر جانمان نشست و خانمانمان را به آتش کشید
ناصر، عزت، عبدالله و هاله و رضا; جانهایی ناز و استوار ریخته بر پای ابلیس پیروز مست... 
میخهایی دیگر بر تابوت خدایان زر و زور و تزویر 
آری خردادی دیگر است و داد و فریادی دیگر
ای مرگ به کلمه سوگند
شاهد من و ما باش تا آن روز که ظلم و جور را در آغوش بگیری
و تو ای ابلیس دین؛ باش تا صبح دولتت بدمد
انا لله و انا الیه راجعون
ایمان‬

نظرات ()



‫بخشش حقی بالاتر از عدالت(به بهانه ی سخنان خاتمی)
نویسنده: ایمان - دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠


در این تاریک ترین لحظه ی شب، زمانی که به درستی احساس می شود که طلوع صبح نزدیک است، کلامی عمیق از نفسی پهناور روحم را جلا میدهد که ای انسانهای آزاده و در جستجوی آزادی، ببخشید و طلب بخشش کنید تا رستگار شوید، روی سخن او با سلطان جائر نیست که اگر هم باشد با شناختی که از وی دارد به این باور است که بر گوش و زبان و دل او مهر زده شده...
اما من و تو چه، من و تو که سرشار از فریاد آزادی و انسانیم، من و تو که هم قسم شدیم تا خون ریخته شده ی عزیزانمان بر کوچه و خیابان را در جانمان بریزیم برای آزادی و انسانیت فریاد زنیم و از پای ننشینیم، که امروز و در چند گامی پیروزی ظرفی عمیق تر و وسیع تر از بخشش راه از پیش نمی برد... لختی بیاندیشیم، آیا همه ی این فریاد ها و ناله ها و راههایی که پیمودیم به جز برای آزادی و رستگاری بوده... آیا به جز طلب بخشش از پروردگار انتظاری دیگر داریم... که علی فرمود احسان بالاتر از عدل است که عدل حق توست اما احسان حقی است که که از توست اما تو می بخشی...
پس بخشنده باشیم و طلب بخشندگی کنیم تا رستگار شویم
لحظه ی غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم
یا علی مدد.
ایمان فلاح
بهار 1390‬

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »