بنی صدر از چه می گوید...

 

بنی صدر را نمی‌‌شناختم... بنی صدر را هنوز هم نمی‌شناسم، مردی که نامِ او با بی‌ کفایتی و خیانت همواره بر گوش و پوست و استخوانمان حک شده بود! نامی‌ که نسلِ من و پس از من هنوز در ذهنِ ناخوداگاهِ خود تکفیرش می‌کند. اما به راستی‌ او کیست؟ جاسوسی فریب‌خورده‌! یا مردی به قامتِ حق... رئیس جمهوری بی‌ کفایت یا قربانی کودتایی سازمان یافته!  

جایی خواندم که حق گاهی کوتاه میشود اما ریشه اش به قامتِ تاریخ خواهد ماند...

چرا او از همه جانب مورد سانسور است! چرا هنوز حرفهایی برای گفتن دارد! چرا هنگام حرف زدن استوار و سربلند گفتگو می‌کند! مگر او چه کرده که چنین موردِ غضب است. مگر او چه می گوید! اگر کسی‌ بی‌ کفایت باشد چگونه می تواند سر بلند کند و اینگونه فریاد بزند و مردمِ خویش را به نهضت و جنبش فرا بخواند. اگر کسی‌ خیانت کار باشد چگونه میتواند در آلودگیهای سیاست و جاه و مقام اینگونه آزادمرد بماند و قامت خم نکند.

به شهادتِ تاریخ هیچگاه حق نابود نخواهد شد و کسی‌ که بر حق ایستاده باشد جاودان خواهد ماند. حال پرسش اینجاست:مگر او چه می گوید جز استقلال و آزادی؟ تکرار کنیم استقلال و آزادی... شاید راست میگوید... آنگاه که فریاد می زدیم کجاست رایِ من شاید باید فریادی بزرگتر سر می دادیم که او سر می داد: کجاست حقِ من؟

استقلال و آزادی...

ایمان فلاح

پائیز ۱۳۹۰

/ 1 نظر / 17 بازدید
محمدهادی قانع

سلام.به سایت بنده هم مراجعه کنید.به شماتبریک می کویم که روحیه حقیقت جویی داریدوازبزرگترین انسان وارسته سخن گفتیدوطرفداری کردید.مرحبابه این ذهن حق گراوبی تعصب.آفرین.بعنوان یک هم وطن خیلی خوشم آمدکه شمانیزبامن هم عقیده اید.